مطالعات خلیج فارس

ایران را بشناسید تا ایران را بیشتر دوست بدارید

مطالعات خلیج فارس

ایران را بشناسید تا ایران را بیشتر دوست بدارید

پرتغال و رویای شرق


حمیدرضا محسن‌پور

دانشجوی ارشد ایرانشناسی


مقدمه ................................................................

فصل اول: مردم و سرزمین پرتغال ..............................

فصل دوم: آغاز شرق‌شناسی در پرتقال .....................

- شرق در خانه (ورود مسلمانان به پرتغال) ..............

- پرتغال در جستجوی شرق ..................................

- خانه در شرق (بنیان استعمار پرتغال در شرق)........

فصل سوم: شرق در آستانه ورود پرتغالیها ..................

- تحولات شرق و انگیزش اروپا در آستانه قرن 16م......    

- قدرت‌های سیاسی شرق در آستانه ورود پرتغالیها...    

فصل چهارم: ایران و پرتغال ......................................

- آلبوکرک و فتح هرمز .........................................

- شاه اسماعیل صفوی و پرتغالیها .........................

فهرست منابع.......................................................


 


مقدمه:

« یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا ... »                                                                    قرآن کریم، حجرات، 13

در گذر عمر بشر و گذار سده ها و دوره های تاریخی، بی تردید هیچ گاه ملت ها و اقوام به اندازه امروز نیازمند شناخت متقابل، تعامل و تکامل فرهنگی و تمدنی نبوده اند. چنان که آیه شریفه بالا به زیبایی اشاره دارد، همه انسان ها از یک زن و یک مرد به وجود آمده و اقوام و ملت های مختلف با زبان و فرهنگ های متفاوت و گوناگون تقسیم شده اند تا همدیگر را شناخته و به تکامل برسند.

بدون تردید ایران و پرتغال به عنوان دو کشور دارای پیشینه تمدنی پر مایه و اثرگذار در تاریخ جهان، مناسبات فرهنگی، سیاسی کهن و قدرتمندی با یکدیگر داشته ند .هر چند در مورد آشنایی و ارتباط این دو  فرهنگ قبل از سال 710 میلادی که مصادف با هجوم مسلمانان به شبه جزیره ایبری است تا کنون بصورت جدی پژوهش و مطالعه علمی انجام نشده است .اما برخی شواهد حاکی از  تاثیرات فرهنگی قوی ایران بر پرتغال در دوره های پیش از اسلام و حتی دوره پس از حضور مسلمانان در شبه جزیره ایبری  است که هنوز پس از گذشت چندین سده، همچنان در بخش هایی از تاریخ، فرهنگ، ادب و هنر پرتغال دیده می شوند.

مایکل مک کلین (McClain  در کتاب ایران و اسپانیا می نویسد: هنگامی که از روابط میان ایران و اسپانیا و یا تاثیر ایران بر اسپانیا سخن گفته می شود، خیلی ها بی درنگ به فکر عناصر و عواملی می افتند که در دوران سیادت و استیلای مسلمانان به شبه جزیره ایبری آورده شدند؛ در صورتی که واقعیت نشان از این دارد که این روابط سده ها پیش از فتح اسپانیا به دست مسلمانان وجود داشته و پس از محو هلال (اسلامی) از این سرزمین، نیز ادامه داشته است .

همچنین  فرانز کومنت( Cumont)  نوشته است: یک سده پیش از میلاد مسیح، آیین مهرپرستی ایرانی با همه توان در قلمرو امپراتوری روم، از جمله شبه جزیره ایبری ، نفوذ کرد و به سرعت گسترش یافت و در جای جای این امپراتوری تا سده چهارم میلادی، یعنی به مدت پانصد سال، ادامه یافت و در سده سوم میلادی به اوج شکوفایی خود رسید.                     پس از چیرگی مسیحیت بر میترائیسم این آیین در مسیحیت باقی ماند و به جای مبارزه و دفع آن، برخی از مراسم مهرپرستی از جمله بزرگداشت روز 25 دسامبر ( از سال 274م ) در رم « سالروز تولد میترای شکست ناپذیر » با نام Natalis Solis Invicti و همین طور « روز خدا»، یعنی یکشنبه از دیرباز به عنوان روز مهر ( El dia del Sol) به شمار می رفت، جشن گرفته  می شد.

آگاهی دقیق درباره تاریخ ورود میترائیسم به پرتغال در دست نیست، اما قدیم ترین معبد میترایی در این کشور، معبد آئوگوستو امریتا (Augusta Emerita) در شهر مریدا است که زمانی مرکز ناحیه لوسیتانیای رم ( پرتغال کنونی ) بوده و به سده دوم میلادی بر می گردد.

در بخش دیگری از تاریخ طبیعی Plinio، کتاب سوم، صفحه های 1، 7 و 8 به نقل از مورخان رومی از جمله مارکوس ترنتینو وارو ( Marcus Terentino Varro) به حضور مهم و گسترده ایرانیان در شبه جزیره ایبری در دوران هخامنشی اشاره شده است.

در واقع باید اذعان کرد که دو ملت ایران و پرتغال، اگر چه از نظر جغرافیایی دور از یکدیگرند، اما به لحاظ  ویژگی های فرهنگی به همدیگر نزدیک اند . 

 زمان آغاز روابط سیاسی و دیپلماتیک ایران و پرتغال به حدود پانصد سال پیش، یعنی اوایل قرن 16 میلادی، و حضور  آلفونسو آلبو کرک (Alfonso alboquerque) فرمانده و دریاسالار پرتغالی فاتح جزیره هرموز ، باز می گردد  ولی شاید به جرات بتوان گفت که شرق شناسی در پرتغال به مفهوم جدید تر و بدنبال یک سلسله نیات تجاری و استعماری و آمیخته با انگیزه های مذهبی از قرن15 میلادی به بعد مورد بحث قرار گرفت . البته نا گفته نماند که با توجه به سیادت پرتغالیها در شرق و اینکه ابزار قدرت و توان بالای نظامی آنها در دریا و دریانوردی خلاصه می شد ، بیشتر حوزه نفوذ و مداخله آنان در شرق در سواحل ،جزایر و بنادر و نهایتا در نواحی پسکرانه ای شامل می شده است .این شرایط در بررسی روابط ایران و پرتغال نیز در آن عصر صادق است و دیپلماسی ایران و پرتغال بیشتر حول محور جزایر و بنادر جنوبی ایران  در خلیج فارس می باشد . ورود پرتغالیها به خلیج فارس در شرایطی است که حکومت ایران در آن برهه زمانی بنا به دلایل خاص خود ، نقش فعال و قابل ملاحظه ای در خلیج فارس ندارد  به همین دلیل در طول مدت زمان حضور پرتغالیها در خلیج فارس و همجواری با ایران که بیش از یک قرن طول کشید هرگز تاثیری عمیق در شناخت متقابل این دو کشور از هم نداشت و نتوانست زمینه آشنایی و ارتباط بهتر و بیشتر فراهم آورد .

 در بررسی مکتب ایرانشناسی در پرتغال نیز به این نکته پی می بریم  که به مساله ایرانشناسی بصورت مستقل کمتر پرداخته شده است و  ایرانشناسی بیشتر به همراه و یا در قلب شرق شناسی و اسلام شناسی مورد بررسی قرار میگیرد .

در این تحقیق که بر پایه منابع کتابخانه ای و برخی پایگاههای اینترنتی گردآوری شده است سعی بر آن است که بصورت خاص به روند آشنایی پرتغال با شرق بپردازیم . این موضوع در قالب 4 فصل مورد بحث و بررسی قرار گرفته است .

در فصل اول تصویری از مردم و سرزمین پرتغال ارایه می دهیم و  تاریخ آنرا مرور می کنیم . در فصل دوم که خود متشکل از سه بخش مجزاست  ، ابتدا به حضور مسلمانان در شبه جزیره ایبری  تحت عنوان شرق در خانه  ، سپس به ماجرای تلاشهای خستگی ناپذیر و مستمر بزرگ مردان پرتغالی در تحقق رویای دستیابی به شرق تحت عنوان در جستجوی شرق ، و در بخش آخر از فصل دوم  به نحوه استقرار و حضور استعماری پرتغال در اقیانوس هند و خلیج فارس  تحت عنوان خانه در شرق می پردازیم .  در فصل سوم به تفضیل اشاره ای به تحولات شرق  و چگونگی تقسیم قدرتهای سیاسی ، نظامی و تجاری شرق در آستانه ورود پرتغالی ها داریم  . در فصل چهارم ضمن ماجرای فتح هرموز توسط آلبوکرک ،فرمانده و دریاسالار پرتغالی و حضور پرتغالیها در خلیج فارس و جنوب ایران به نحوه شروع روابط سیاسی و دیپلماتیک  ایران و پرتغال می پردازیم و با توجه به شواهد و مستندات  چندی و چونی رابطه بین شاه اسماعیل صفوی و نایب السلطنه مستعمرات پرتغال در شرق و فرمانده پرتغالی فاتح هرموز ، مورد بررسی قرار می دهیم .

امید که این نوشتار آغازی باشد در مسیر بالا بردن کمی و کیفی مطالعات و گفتگوی فرهنگی و تمدنی و تفاهم و تعامل میان این دو ملت بزرگ که در طول تاریخ اثرگذاری های فراوان بر تمدن و فرهنگ بشری داشته اند .